داروخانه
آخرین حلقهی زنجیرهی این حرکت خیرخواهانه
"داروخانهی جهادی"
و یا آخرین حلقهی زنجیرهی این حرکت خیرخواهانه،
جایی که بیشترین دقت و نظم رو نیاز داره برای رسیدن به بهترین نتیجه ی یک کار گروهی. کارش از همون روزی که منطقه و بیماریهای شایع شناسایی شد شروع میشه. باید یه تصمیم مهم بگیره و همهی اتفاقای بعدی وابسته به همین تصمیم هست:《چه دارویی بگیریم بهتره و چقدر!》وقتی این پروسه استارت میخوره، همه چیز درنظر گرفته میشه و بارها و بارها ارزیابی.
برای وجود و یا عدم وجود دونه به دونهی قرصها برای یک اردو، تصمیم میگیریم.خریداری داروها و چک کردن و بسته بندیشون و تهیه یک لیست دقیق از موجودی، گاهی وقتا تا شبِ قبل از اردو طول میکشه و نیروهای جهادیِ همدل تا لحظهی آخر پای کار میمونن تا مبادا خدشهای به روند کار آخرین حلقهی زنجیره وارد بشه.این چند سکانس قبل از شروع اردو دیده نمیشه اما انقدر عملکرد داروخانه وابسته بهش هست که هربار برای پیشبرد بهترش تلاشهای زیادی میشه.
و اما روز اردو که وقت به ثمر نشستن تلاشهای تیم داروخانه و همهی تیمهای غربالگریست.تک به تک افراد پر از انرژی و حس مثبت، اومدن که یه گوشهای از کار رو بگیرن و برای خدمت به مردمشون از هیچ تلاشی دریغ نمیکنن و شاید بهترین همدلی رو بشه در داروخانه دید وقتی که یه ساعتهایی انقدر شلوغ میشه که بهسختی صدا به صدا میرسه. همه اومدن که کمک کنن. هر کمکی! حتی جمع کردن جعبههای خالی از روی زمین. پزشکهایی که ویزیتشون تموم شده ولی به جای استراحت و تجدید قوا برای نوبت بعدی، ترجیح میدن کار داروخانه سریعتر جلو بره.همهی افراد تیم، روزها و ساعتها تلاش کردن که به این لحظه برسیم، لحظهی تحویل دارو و شروع پروسهی درمان.
نقطهای که هیچوقت تکراری نمیشه و وقتی موقع تحویل به صورتهای افراد نگاه میکنی، فرد به فرد فرق میکنه.
گاهی با یه نگاه محبت آمیز ازت تشکر میکنن،
گاهی با کلمات پر از عشق،
گاهی دستتو میگیرن و برات دعای خیر میکنن،
گاهی ...و تو در اون لحظه انگار که اصلا انتظارشو نداری بابت وظیفهت که ارائهی بهترین درمان هست اینطور ازت قدردانی بشه، از این همه محبت جا میخوری و از ته قلبت خدا رو بخاطر این تجربهی شیرین شکر میکنی.