و اما اینجا قسمت صبر و پیچیدن نسخه ی التیام بخش جهادی!
مگر کل جهادی، ترکیب عنصر صبر و پیچیدن نسخه ها نیس؟چرا، ولی اینجا جنس صبرش جنس نسخه هایش فرق میکند...اگر صبر در قسمت های دیگر، صبر بر درد جسمیست؛ اینجا صبر میکنی تا دوای درد روحی را پیدا کنی و نسخهاش را بپیچی...درد هایی که پا را از جسم کودکان و نوجوانان آن منطقه، فراتر گذاشته و به خود اجازه داده اند تا روح و روان و فکرشان را درگیر کنند...
اما تو، جهادگر فرهنگی کانون سفیران نور، اینجایی تا مشکلات روحیشان را شناسایی کنی، کمبود ها را بیابی، ایده پردازی کنی و طرح درس ها را تک به تک یاد بگیری و بروی در آغوش گرمشان تا مرهمی باشی بر ندانسته های دنیای بزرگ فرزندان کوچک ایران زمین...
دنیای بزرگ فرهنگی ما هنوز افق های بلندتری دارد، افق هایی به بلندای شهدای جان بر کفی که نامشان، یادشان و حتی سبک زندگیشان، در این روزهای جهادی، الگویمان میشوند تا حتی شده به اندازه لبخندی، شرح صدر و صبری، شبیهشان شویم و سربلند باشیم...
روزها و شب های جهادی با رزق های شهدایی، شیرین تر و دل انگیز تر است؛ شیرینیاش گفتنی نیست باید بیایی و حلاوتش را حس کنی، حلاوتی که روزها، هفته ها، ماه ها و حتی سال ها زیر زبانت میماند و اردو به اردو و جهادی به جهادی، بیشتر میشود...