بخش درمان کانون سفیران جهادی نور، به دنبال نشستن پای درد دل سروران مراجعه کننده و کاستن از دردشان درحد توان خودست. این بخش با گوش های شنوا (شنوایی سنجی!)، چشم های تیزبین (بینایی سنجی!)، دست هایی شفابخش (پزشکان!)، و ابزارهای خود (تریاژ!) به دنبال پیدا کردن دردی نهفته یا آشکار، و مرهمی برای تسلی هر چند اندک دردهاست.
بعد از نوبت دهی اولیه انتظاماتمان، مراجعه کنندگان پا به بخش پزشکی میگذارند و با تعدادی پزشک، دانشجوی پزشکی و پرستاری مواجه میشوند که همه با عشق دنبال راهی برای خدمت و تکریم مهمان خودند؛ یکی فشار خونش را اندازه میگیرد، دیگری قند خون، آن طرف تر کسی رشد کودکان را با اندازه گیری قد و وزن میسنجد، یکی پمفلت آموزشی تقدیم میکند و مطالبش را توضیح میدهد، و مهمتر از همه پای حرف مهمان خود مینشینند به دنبال بهانهای بیشتر برای خدمت!
بهانه ای برای آن که در صورت نیاز سایر جهادگران اردو را در بخش های دیگر خبر کنند که اینجا زمان، زمانِ خدمت کردن است؛ از مامایی گرفته تا بینایی سنجی و شنوایی سنجی تا پزشکان عمومی یا متخصصان، دندان پزشکی و گاها تغذیه و روانشناسی... تریاژی ها اگر نیاز باشد با تیک زدن ارجاعات در برگه پروند بیمار، مهمان خود را به کمک انتظامات اردو، راهی بخش های مربوطه می کنند. گاهی هم از همان تریاژ راهی داروخانه می شوند شاید برای گرفتن داروهای مورد استفاده ای که تمام شده شاید هم یک داروی مکمل.
اینجا تمام خود را به کار بسته ایم تا کم و کسری ای نباشد اما گاهی از حیطه اختیارات ما فراتر می رود گاهی اراده و همت و امکانات بالاتری می خواهد اینجاست که /ارجاع/ دری می شود برای هدایت مهمان ها به سمت متخصصان و پزشکانی که مکمل راه رفته ما باشند. اینجا بخش درمان کانون جهادی سفیران نور است جایی که تماممان را برایش گذاشته ایم، جایی که مسیرمان از آن می گذرد.